جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

690

تحفة الملوك ( فارسى )

است به قدر چهار انگشت كوتاه‌تر از طرفى كه در پيش‌روى است باشد ؛ چنان‌كه وضع عمامه بستن جناب پيغمبر است بر سر جناب امير المؤمنين عليه السّلام و بعد فرمودند كه تاج‌هاى ملائكه به اين وضع و به اين هيئت است . « 1 » و بزرگ و بلند و گرد و غند كردن آن بسيار مذموم است و وضع شياطين است ، بلكه بايد كه كوچك و درهم ريخته باشد به نحوى كه وضع غالب طايفه تجّار اين زمان و اهل عراق عرب و اطراف آن از شوشتر و دزفول است ، خصوصا در حق طالبان علم كه اهل و خادم و مروّج شريعت و اهل تواضع و فروتنى و مسكنت مىباشند ، چون‌كه بزرگ و بلند و كرد و غند با وضع شريعت و تواضع و فروتنى و مسكنت منافات دارد ؛ چنان‌كه هويدا و غيرمخفى است . و بايد دانسته شود كه از عموماتى كه دلالت بر ترك نمودن لباس شهرت و ريا نموده است ، خصوصا حديثى كه الحال ذكر آن شد ، مستفاد مىشود كه گذاشتن تحت الحنك در اين زمان‌ها ممدوح نمىباشد ؛ چون‌كه صاحب آن را مرائى و مزوّر مىدانند و از جملهء لباس شهرت شده است ، مگر در حق اشخاصى كه از شدّت ظهور صلاح و بودن تمام امور ايشان بر نسق واحدى ، احتمال ريا و تزوير و شهرت در حق ايشان داده نمىشود ، پس عيب ندارد و ممدوح است . و ايستاده بپوشد نه نشسته « 2 » ، و بپوشد هرچه را كه مىبايد ، مادام كه لباس شنعت و شهرت نباشد . و پوشيدن انگشتر ، خصوصا در دست راست ، ممدوح و از سنت پيغمبر و ائمه عليهم السّلام است . « 3 » و بودن آن از نقره ايضا ممدوح و از سنت است . « 4 » و طلا از براى مردان - چنان‌كه دانسته شد - جايز نيست « 5 » و در حق زنان - چنان‌كه معلوم است - عيب ندارد . و آهن بودن آن ايضا در غايت مذمت است ؛ چون‌كه وارد شده است كه آهن زينت جن و لباس اهل جهنم

--> ( 1 ) . همان ، ص 461 ، ح 4 . ( 2 ) . در سفينة البحار ، چاپ جديد ، ج 6 ، ص 520 از آداب الدينيه ، طبرسى چنين نقل كرده است : « اذا اراد ان يتعمم فينبغى ان يكون قائما » . ( 3 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 5 ، از ص 81 به بعد . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 468 ، باب الخواتيم ، ح 6 . ( 5 ) . ر . ك : ص 686 همين كتاب .